ذبيح الله صفا
664
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
در ميان ممدوحان پوربها غير از عزّ الدين و وجيه الدين فريومدى و رجال خاندان جوينى كسان ديگرى مانند اباقا خان و خواجه نصير الدين طوسى ، و صاحب شرف الدين قانچى ، و صاحب معين الدين ، و ملك قتلغشاه بن على ملك را مىيابيم . پس از خروج از خراسان همچنانكه گفتيم شاعر مدتى در تبريز و بغداد و سپس در اصفهان اقامت داشت . اقامتش در تبريز بخاطر تعلّق بدرگاه شمس الدين صاحبديوان بود و طبعا به علت همين انتساب بعدا به خدمت علاء الدين عطا ملك جوينى ، كه ساليان متمادى حاكم بغداد و عراق بود ، راه يافت . پوربها در اشعار خود يك جا دو پسر شمس الدين را كه از اصفهان شعرى براى وى ببغداد فرستاده بودند بباد شوخى مىگيرد « 1 » و اين علامت سكونت شاعر در آن شهرست و چون علاء الدين عطا ملك را مدح مىگفته پس درين شهر بدستگاه او تعلّق داشته است ؛ و باز هنگام توقف در اصفهان ، در مدح بهاء الدين صاحب ديوان ، از اينكه در بغداد بر اثر مصادرهء اموال مجبور شده بود ملك پدرى را به « صاحب صاحبقران » كه شايد مقصود علاء الدين عطا ملك باشد ، بگرو دهد سخن مىگويد و درين صورت مستبعد به نظر نمىآيد كه در آن ديار صاحب شغلى و عملى بوده و هنگام محاسبهء ديوان مبلغى كم آورده و دچار مصادرهء اموال شده بود و گرنه دليلى براى اين امر نمىتوان يافت . در اصفهان نيز كار شاعر به فقر كشيده و هرچه داشته بگرو رفته و با اين حال مدت توقف شاعر در اصفهان و در خدمت بهاء الدين محمد صاحب ديوان به طول انجاميده بود . پوربها در قصيدهيى كه در مدح بهاء الدين محمد بن شمس الدين صاحب ديوان سروده در شكايت از كسى كه به دو مقروض بوده چنين گفته است : فرماى تا بوجه كند مال من ادا * ورنه بدست من دهد آن بدنشان گرو كز فقر و فاقه بنده چنان شد كه هرچه داشت * از نقد و جنس كرد بسود و زيان گرو بعد از مصادره كه ببغداد كرده بود * ملك پدر به صاحب صاحبقران گرو
--> ( 1 ) - مكتوب پر عيوب شما هر دو قلتبان * دو غر عروس احمق بدنام بدنشان . . . اين نامه وين عبارت و اين خط بدين نمط * نزديك ما رسيد ببغداد ز اصفهان